«توحشّتِ سماک»٬ بزرگوار.

خرید بک لینک
پاها جندهاند که تو را میبرند. تو جندهای که میروی. رفتن کارِ جندههاست. شب را تا صبح کنارت هستند و صبح رفتهاند و هیچچیزشان نماندهاست. هیچچیز برایت جا نگذاشتهاند جز یک خالیِ بزرگ روی تخت که پر از سرما و مرگ و سفیدیِ ترسناکِ چروکهای ملحفههای غمگین است که با ترحّم نگاهت میکنند که چهقدر تنهایی و بیآغوش.

وبوی متعفّنِ قلبِ کرمخوردهٔ درحالِ تجزیهات، کمکم تمامِ خالیِ اتاق را پر میکند.

پ.ن: جندهٔ بد مدِّ نظر است، نه جندهٔ خوب. #جدّی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:44 توسط بِلِشْ
زنده ماندن در صفر کلوین ...

ما را در سایت زنده ماندن در صفر کلوین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 2:17

صفحه بندی