اجازه بدین دیگه هیچوخ نریم بلوار کشاورز.

خرید بک لینک
بوی یاسا تو هوا بود. آسمون ابرای خوبی داشت. تو حرف نمیزدی بام. تو حرف زدن یادت رفتهبود. تو زیاد اسید برداشتهبودی. همهچیز یادت رفتهبود. من همیشه از بهار خوشم میاومد. برعکسِ بقیه که از پاییز. شونزهِ آذر بت گفتم یادته روزِ اول همهاش اینجا میچرخیدیم؟ گفتی نه. تو یادت رفتهبود. تو زیاد اسید برداشتهبودی. بعدِ چندثانیه گفتی اینجا نبود. همونجا بود. سه روز موندهبود تا دوّمین سالگردِ اوّلین روز. تو یادت نمیاومد.
تو دستِ چپتو انداختهبودی رو شونهٔ من. من دستِ چپتو رو شونهٔ چپم با دستِ چپم گرفتهبودم. تو حرف نمیزدی. بهار بود. بوی یاسا تو هوا بود. من بغض کردهبودم چون داشتم فک میکردم بهاره، بوی یاسا تو هواس، تو حرف نمیزنی، تو یادت نمیآد، تو زیاد اسید برداشتی.
بعد رسیدیم متروی انقلاب. من نمیخواستم تو بری. من حتی حرف نزدنتو هم دوست داشتم. من دوسِت داشتم. من خیلی دوسِت داشتم. ولی تو یادت نبود. تو زیاد اسید برداشتهبودی.
من کارگرو تنها رفتم بالا. کارگرو جورِ فاکی تنها رفتم بالا و اینا رو نوشتم. پشتِ یه پیرمردی که یواش را میرفت. بعد یهجا آبِ جوب بالا اومدهبود، پیادهرو رو پر کردهبود. من رفتم تو آبا. آبا رفتن تو کفشام. کفشام الان خیسن.
من فک میکنم توی بوی یاسا رو هم دیگه احساس نمیکردی. من دوسِت داشتم. داشتم میرفتم لاله و خیلی دوسِت داشتم. بوی بلالا جای بوی یاسا رو گرفتهبود. بهار بود. دستِ چپِ همدیگرو گرفتهبودیم. تخمِ چپت هم زیرِ پارچهٔ شلوارت تو هوا آویزون بود و من ارتباطِ عمیقی بینِ خودم و اون ناحیه احساس میکردم. من عاشقت بودم، تو زیاد اسید برداشتهبودی و همهچی رو یادت رفتهبود.

یا؛ پس چرا هرچه قد را می رم به تقاطعِ کشاورز و حجاب نمی رسم؟
[موزیکِ بک گراند: مرغِ شیدای محسن نامجو
بوی بک گراند: بوی یاسا]

زنده ماندن در صفر کلوین ...

ما را در سایت زنده ماندن در صفر کلوین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 181 تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:34

صفحه بندی