بغلت میکنم محکمبغض گلومو فشار میده محکمتربهت میگم که درست میشهچیزیات نیستکمکم سرد میشیکمکم آرامش تو چشات میآدخونت دستان و پیراهنم رو قرمز کردهمیلرزی ولی با دستت موهامو پشتِ گوشم میریزیآخرین اعترافت رو در سه جمله میگیکه بیهوده نبود زندگیاتکه دوست داری منوخونوادهات رودوستامون روکه خوششانسی که ما رو داشتیکمکم چشمانت بسته میشهو نبضِ پرشورت قطع میشهسرِ بیجانت رو به پیشانیِ سردم میچسبونماشکام خیس میکنه صورتت روفریادهای خفهشده تو گلومداره پاره میکنه گوشم رو
حالا پاشو...
نوبتِ منه!
~«صوفی»
بیست و دوی اسفندِ نود و دو
پ.ن: حالا پاشو.
زنده ماندن در صفر کلوین ...
ما را در سایت زنده ماندن در صفر کلوین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 167
تاريخ: يکشنبه
14 بهمن
1397 ساعت: 8:31