«دورگهی کویر و دریا»

خرید بک لینک
بغلت میکنم محکم
بغض گلومو فشار میده محکمتر
بهت میگم که درست میشه
چیزیات نیست
کمکم سرد میشی
کمکم آرامش تو چشات میآد
خونت دستان و پیراهنم رو قرمز کرده
میلرزی ولی با دستت موهامو پشتِ گوشم میریزی
آخرین اعترافت رو در سه جمله میگی
که بیهوده نبود زندگیات
که دوست داری منو
خونوادهات رو
دوستامون رو
که خوششانسی که ما رو داشتی
کمکم چشمانت بسته میشه
و نبضِ پرشورت قطع میشه
سرِ بیجانت رو به پیشانیِ سردم میچسبونم
اشکام خیس میکنه صورتت رو
فریادهای خفهشده تو گلوم
داره پاره میکنه گوشم رو



حالا پاشو...
نوبتِ منه!

~«صوفی»
بیست و دوی اسفندِ نود و دو


پ.ن: حالا پاشو.


زنده ماندن در صفر کلوین ...

ما را در سایت زنده ماندن در صفر کلوین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 167 تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 8:31

صفحه بندی