- من میگم آدم در دو حالت باید ساکت بمونه و چیزی نگه؛
یکی وقتی که دیگه حرفی واسه گفتن نمونده، یکی هم وقتی که تا بینهایت حرف واسه گفتن وجود داره.
+ [خیره نگاه میکند.]
پ.ن: برای اجرای پانتومیمِ «پروتکلِ الحاقی»:
پیوستن، ملحق شدن، اشاره به خود (در مقامِ یک فردِ پررو)، سکّه، از سکّه به هفت سین، سپس سرکه، بعد شعرِ «از محبّت خارها گل میشود/ وز محبّت سرکهها مل میشود» (حدسزننده مصرعِ دوّم را بلد نیست لذا؛) تکل (حدسزننده اصطلاحاتِ فوتبال را درست نمیداند) لذا کلّه، متعاقباً کُل.
ما را در سایت زنده ماندن در صفر کلوین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 181